مقدمه:
دنیای امروز تبدیل به دنیای رقابتی،پویا وفرار شده است. چندین شرکت برای کسب موفقیت مجبورند در میدان مسابقه سراسری رقابت کنند زیراهزینه ها با میزان توسعه در بازار رقابتی بزرگ به هم وابسته شده اند.واین امرحتی در بازار های بزرگی چون اروپا وآمریکا مشهود است
تولیدات وخدمات متنوعی وجود دارند که به همسازی هایی مثل مکان،سنت ها وعادت ها،سلیقه ها،آرزوها و آیین نامه ها را منرد مطالعه قرار می دهند. بنابراین برای چند شرکت چند ملیتی(MNEs)، انجام کارها در محیط گوناگون و متنوع از بین رفته است.
این شرایط(سناریوها)،مسیرهایی که شرکت ها چند ملیتی می توانند طی کنندرا پیشنهاد می کند تا این شرکت ها به درستی در محیط ها ی بین الملی ورقابتی عمل کنند و این رویه ها جانشین اداره امور به شکل جهانی(سراسری) شده اند. ااگرجهان به یک بازار اشباع شده تبدیل می شد،می توانستیم آن را به شکل همزمان و طور محای اداره کنیم .
ولی اگر جهان مثل امروز به صورت یک تعداد زیادی از بازارهای به هم متصل بود اداره امور به صورت سست وجدا ازهم بود(دور از هم بود). در این صورت مقدار زیادی چالش ونیز فرصت در چگونه اندیشیدن وتفهیم درستی از شرکت های چند ملیتی جهت رقابت در بازارهای جهانی بوجود آمده است .
در این صورت تمایل قابل توجهی برای جستجوی مدل ها،چهارچوب هاو شاید چاره سازی(راه حل های چاره سازی)در مدیریتMNEs ، به طور ویژه با در نظر گرفتن مدیریت منابع انسانی بوجود می آید. در صورتی که آزمون موجودیت ها و برون یابی به واسطه ی وجود وهم چنین کاهش عملکرد جهانی نیاز به اداره ی تجارت های مختلف را بیش از پیش کرده است ...